تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

تعريف

زوجهاي کارآفرين (CO-PRENEURS) به زوجهايي گفته مي شود که همزمان و با هم مديريت امور زندگي و کسب و کار را برعهده مي گيرند. آمار و گزارشها نشان مي دهد که تعداد زوجهاي کارآفرين در ايالات متحده آمريکا رو به افزايش است. تخمين زده مي شود که صاحبان نزديک به يک ميليون کسب و کار زن و شوهري هستند که با هم شريکند. (TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p2)

زوجهاي کارآفرين با يک نوع چالش مواجه هستند، به طوري که همزمان اهداف زندگي کاري و خانوادگي را با تناقض و مشکل مواجه مي سازد. صاحبان کسب و کارهاي خانوادگي اينگونه توصيف مي شونـــد: تصميم گيرنده يک نفر است، در حالي که هر دو سختکوش و پرکار بوده و آينده نگر هستند. داشتن ازدواج موفقيت آميز مستلزم گذراندن اوقات بيشتر باهم، حمايت دوجانبه از يکديگر در تمام لحظات زندگي و تمرکز لحظات بيشتر زندگي جهت پيوند و ارتباط بيشتر است.

کارآفريني مشترک به صورت يک مسئله کلي و عمومي در حال افزايش است؛ باوجود اين، پرداختن به آن در حوزه عمل بسيار مشکل مي باشد. تفکر و شناختي که امروزه درباره کارآفريني مشترک وجود دارد، بيشتر از روي حکايتها و داستانهايي که در اين زمينه بوده، باقي مانده است. فقط مقدار ناچيزي از مطالعات دانشگــاهي به بغرنجي ها و پيچيدگي هايي که در اداره کسب و کار و روابط شخصي و خانوادگي وجود داشته و زن و شوهر با موفقيت هر دو مورد را اداره کرده اند، پرداخته اند. مارشاک (2000) اشاره مي کند که درباره اين جمعيت (زوجهاي کارآفرين) تحقيق جامع و مناسبي انجام نشده است. وي دلايل عدم پرداختن تحقيقات دانشگاهي به اين موضوع را ناشي از وجود افسانه در فرهنگ که «حوزه و قلمرو کار و زندگي خانوادگي بايد جدا باشد»؛ مي داند.
ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:27 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

زماني كه در يك مصاحبه شغلي پذيرفته نمي شويد، بايد چه تدبيري بينديشيد؟
زماني ازيك مصاحبه استخدامي گذشته ولي كسي باشما تماس نمي گيرد؟ بعد ازمدتي كه با واهمه كاررا دنبال مي كنيد ودرذهنتان  به جستجوي آن هستيد كه چه اتفاقي افتاده است تلاش مي كنيد با مرور آنچه گذشته دريابيد كه نتيجه چه بوده است ؟ به دنبال آن دفترتلفن خودتان را بازمي كنيد وبا محلي كه باشما مصاحبه شده تماس مي گيريد . اكنون ببينيم چه روي داده است ؟

شما فقط تلفن زده ايد، شغلي پيدا نكرده ايد.
مصاحبه كننده به شما مي گويد: از اينكه تشريف آورديد، سپاسگزارم، اما شخص ديگري را استخدام كرده ايم.
ممكن است كه يك تمايل غريزي شما را وادار به تلفن زدن كند اما اگر مدبرانه عمل كنيد، ظرف مدت چند دقيقه بعد از صبحت كردن با مصاحبه كننده احساس خوبي پيدا خواهيد كرد.
به دليل اينكه علت مردود شدن در اين مصاحبه را متوجه شده ايد و اين همان نكته اي است كه به شما در جستجوي شغلي بعدي كمك بزرگي خواهد كرد. به عنوان مثال مي توانيد از مصاحبه كننده درخواست كنيد كه در اين باره به شما توضيحاتي بدهد. اكنون وقت اين نيست كه كنترل خودتان را از دست بدهيد و غيرحرفه اي عمل كنيد. به خاطر داشته باشيد كه ممكن است فرد ديگري كه استخدام شده، نتواند كار كند و گزينه بعدي براي استخدام جايگزين، شما باشيد، و شايد هم شما را براي قسمت ديگري از سازمان در نظر گرفته باشند. نبايد از كوره در برويد و مثلا بگوييد: «خوب، اين بدشانسي شما بود كه مرا انتخاب نكرديد! بالاخره معلوم هست كه قراراست چه كسي را استخدام كنيد؟». در عوض بايد جملاتي شبيه به اين را بگوييد: «براي اينكه مرا از اين موضوع مطلع كرديد، سپاسگزارم. مي توانم بپرسم كه علت پذيرفته نشدن من چه بوده است؟»
اگر پاسخ واضحي دريافت نكرديد، مي توانيد اينگونه ادامه دهيد:« ممكن است خواهش كنم مرا راهنمايي كنيد و بگوييد كه بايد چگونه مهارت ها و تواناييي هاي خودم را افزايش دهم و يا اصلا براي موفقيت و دستيابي به چنين موقعيت شغلي، در آينده بايد چه مهارت ها و توانايي هاي ديگري كسب كنم؟»
اشاره به چنين نكاتي، باعث مي شود كه مصاحبه كننده متوجه شود كه حتي در شرايط ناراحت كننده نيز قادر به حفظ خونسردي خود بوده و براي اثبات توانمندي هاي خود، همچنان ثابت قدم هستيد. همين ممكن است موجب شود تا مصاحبه كننده موقعيت شغلي ديگري كه موجود است را براي شما در نظر بگيرد.
در عين حال نيز مي توانيد براي پافشاري بيشتر از يك چنين جملاتي استفاده كنيد: «البته من هنوز هم بسيار تمايل دارم كه با شركت شما كار كنم، و در صورت لزوم حاضرم در آزمون يك موقعيت شغلي ديگر از شركت شما، امتحان دهم، يا اينكه يك بار ديگر هم در آينده در همين مصاحبه شغلي، شركت كنم؛ آيا براي شما چنين كاري مقدور است؟»
نكته! اساسي در اينجا، غرولند نكردن و حفظ ارتباط با كارفرما يا مصاحبه كننده است. اين نوع مكالمات مي تواند منجر به يادآوري هاي بعدي در آينده شود و با اين كار شما نشان مي دهيد نه تنها از پذيرفته نشدن در مصاحبه، نااميد نشده ايد، بلكه همچنان تمايل داريد كه در ليست «فعال» كارفرماي احتمالي خود باقي بمانيد.
اين تاكتيك معمولاً به يافتن موقعيت هاي شغلي ديگري، منجر مي شود. به عنوان مثال، مي توانم بگوييم كه شما فقط دريافته ايد كه چرا نتوانسته ايد موقعيتي را كه اميدوار به پذيرفته شدن در آن بوديد، به دست بياوريد. اما اين عين نااميدي است، اگر شما نتوانسته ايد از اين موقعيت براي اعمال تغييرات لازم جهت مصاحبات بعدي استفاده كنيد، دنيا كه به آخر نرسيده است. در اين گونه موارد، شما حداقل نوعي رابطه آشنايي با فردي كه اطلاعات مورد نظر را به شما داده است، پيدا كرده ايد، بنابراين پرسيدن چند سوال، چندان غيرمعقول نخواهد بود.
شما مي گوييد:«خوب، البته ناراحت كه هستم، اما مايلم كه بدانم براي اصلاح نقاط ضعف خودم، بهتر است چه كارهايي انجام بدهم. شما مي توانيد چند راه كار مناسب را كه در اين زمينه به من كمك كند، پيشنهاد نماييد؟»
بعد از اينكه (اميدوارانه)، اطلاعات مفيدي در اين زمينه كسب كرديد، آنگاه مي توانيد درباره آنها فكر كنيد. آيا بايد دوره هاي بيشتري ببينيد؟ بايد در قسمت هاي ديگري كار كنيد و يا آموزش همزمان داشته باشيد تا بتوانيد به كسب موقعيت مورد نظر خود قائل شويد؟
مي توانيد در نهايت بپرسيد:«اگر شما به جاي من بوديد، دفعه بعد چه كار مي كرديد؟»
با اينكار شما، در ذهن آن كارفرما به عنوان شخصي كه مايل به اكتساب مهارتهاي جديد و آموزش ديدن در زمينه هاي ديگر نيز هست، نقش مي بنديد و به احتمال زياد، در آزمون هاي استخدامي ديگر، از شما چشم نخواهد پوشيد. چنانچه نتوانستيد مستقيماً به پاسخ سوالات خود دست پيدا كنيد، تقاضا كنيد تا وقت ملاقات ديگري براي شما تعيين كنند.
به خاطر داشته باشيد:
فردي كه قادر به كنترل احساس ناراحتي خود باشد و حرفه اي عمل كند- و آن را تجربه مثبتي براي موقعيت هاي احتمالي آينده تصور كند- در آينده به عنوان شخصي بالغ، قابل اعتماد و موجه، به وي خواهند نگريست. و افرادي هم كه خلاف اين كار را انجام مي دهند، دفعه بعد هم شكست خواهند خورد.

روزنامه بازاركار




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:26 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

همه ما داستان زندگي مديراني را كه همواره در امور شغلي خود موفق بوده اند شنيده ايم. در دنياي پر افت و خيز كنوني مديران و كارآفرينان بيش از ديگران بايد اصول بنيادين موفقيت را بدانند و به آن ها عمل كنند. امور تجاري و اقتصادي شبيه بسياري از امور ديگر به سبب تداوم روند جهاني شدن چالش هايي را در راه كسب و كارها قرار مي دهد. در مقاله حاضر به توصيف برخي ويژگي هاي افرادي مي پردازيم كه با به كارگيري اصول مهم و اساسي موفقيت توانسته اند كسب و كاري سودده را اداره كنند. اين ويژگي به هر فرد در زندگي شغلي و خانوادگي كمك مي كند عملكردي مثبت داشته باشد.

1- سخت كوشي: اين دسته از افراد كارآفرين هر روز صبح زود از خواب برخاسته، اجراي برنامه روزانه را كه از قبل آماده كرده اند آغاز مي كنند. به ندرت از ايشان گله و شكايت مي شنويد. آن ها از ديگران عملكرد مثبت انتظار دارند اما از خود عملكردي عالي مي خواهند. گام نخست موفقيت مداوم ايمان به اين واقعيت است كه تلاش ثمر مي دهد.

2-كنجكاوي و اشتياق به آموختن: كساني كه در همه امور خود موفق هستند همواره مطالعه مي كنند، مي پرسند و فرا مي گيرند. در اين زمينه تفاوت آن ها با بقيه اين است ايشان آنچه را كه مي آموزند به كار مي گيرند. موفقيت مداوم به معناي از بركردن اطلاعات نيست بلكه به معناي به كارگيري يا استفاده از دانش به شيوه اي جديد و متناسب با شرايط محيط است. آن ها در حوزه كار خود يك متخصص هستند و در عين حال اطلاعات عمومي زيادي دارند.

3-برقراري ارتباط اجتماعي: كارآفرين هاي موفق با افراد بسيار زيادي آشنا هستند و روابط عمومي خوبي دارند. ايشان در بسياري از زمينه هاي تجاري افرادي را مي شناسند كه مي توانند موانع را از سر راه آن ها بردارند. اين گروه از افراد در جمع هاي خانوادگي، فاميلي، صنفي و اجتماعي شركت مي كنند و سعي مي كنند با افراد ذي نفوذ ارتباط برقرار كنند.

4- رشد شخصيت: افراد موفق غير از آن كه در حوزه فعاليت هاي شغلي همواره به آموختن مشغولند، توانايي هاي شخصيتي خود را نيز افزايش مي دهند. آن ها ارتقاي توانايي هاي دروني و فراگيري مهارت هاي رفتاري را از ضروريات دانسته و در اين جهت اقدام مي كنند. بر خلاف افراد ديگر، موفق ها هنگامي كه تحمل نقايص را ندارند به جاي رنج كشيدن آن ها را رفع مي كنند.

5-خلاقيت: كارآفرين هاي موفق به شكلي خارق العاده خلاق هستند. آن ها دايما از خود مي پرسند: «چرا نه؟» و همواره به امكان هاي جديد، فرصت هاي آتي و راه هاي مقابله با چالش ها فكر مي كنند در حالي كه افراد معمولي هر چالشي را يك شكست بالقوه مي بينند، افراد موفق آن ها را فرصت هايي براي يادگيري مي دانند.

6-مسووليت پذيري و اتكا به خود: اين گروه از افراد درباره سرزنش ديگران نگران نيستند و وقت خود را با گله و شكايت هدر نمي دهند. آن ها تصميم مي گيرند و اقدام مي كنند. گاه مورد سرزنش قرار مي گيرند اما با صبر به برنامه اي كه از پيش تدوين كرده اند عمل مي كنند، ابتكار عمل را در دست گرفته و مسووليت موفقيت هايي را كه كسب مي كنند بر عهده مي گيرند.

7-آرامش: حتي در زمينه اضطراب نيز افراد موفق توازن را حفظ مي كنند. آن ها ارزش شوخ طبعي، صبر و برنامه ريزي را مي دانند در نتيجه به ندرت وحشت زده مي شوند و واكنشي عمل مي كنند. مديران موفق آرام هستند، سوالات درست مي پرسند و حتي در بحران ها با آرامش تصميم قاطع و صحيح مي گيرند.

8- زندگي در زمان حال: آن ها مي دانند كه «اكنون» تنها زماني است كه قادرند آن را كنترل كنند بنابراين انرژي و وقت خود را صرف تاسف خوردن درباره گذشته نآآنهايا نگراني از آينده نمي كنند. به همين دليل مشاهده مي شود كه مقدار زيادي كار در روز انجام مي دهند يعني حداكثر استفاده را از هر روز مي كنند و به جاي هدر دادن زمان از آن استفاده مي كنند. آن ها اقدام مي كنند زيرا هر كاري بهتر از تصميم نگرفتن است.

9- بصيرت: درك تحولات عمده در جهان و تاثيري كه اين دگرگوني ها بر كسب و كارهاي كوچك و متوسط مي گذارد از مهم ترين ويژگي هاي كارآفرين هاي موفق است. آن ها به تحولات و تغييراتي توجه مي كنند كه از ديد ديگران پنهان مي ماند. به اين ترتيب با آن كه در زمان حال زندگي مي كنند، به آينده نيز توجه دارند.

10- اقدام فوري: كارآفرين هاي همواره موفق نسبت به تحولات فورا واكنش نشان داده و از ادامه ضرردهي جلوگيري مي كنند. براي مثال اگر يك ارتباط تجاري سودده در حال ضعيف شدن است فورا اقدام كرده و آن را تقويت مي كنند. گاه آن ها به اين نوع اقدامات شخصا تمايلي ندارند اما چون براي موفقيت كسب و كار ضروري است آن را انجام مي دهند. همچنين اين افراد در هر زمان فقط يك كار و مفيدترين كار را انجام مي دهند. كساني كه چند كار را همزمان انجام مي دهند در واقع هيچ كدام را درست به پايان نمي رسانند.

11-رويكرد مثبت: رويكرد منفي تاثيري بسيار مخرب بر زندگي فرد و كسب و كار او دارد. نگاه به جنبه هاي منفي هر وضعيت ذهن را نسبت به امكان هاي مثبت آن وضعيت مي بندد و امكان استفاده از آن را از ميان مي برد. برعكس، نگاه مثبت باعث افزايش انرژي فرد شده و او مي تواند جنبه هايي را مشاهده كند كه ديگران توجهي به آن ندارند. گاه توجه به يك نكته كوچك در موفقيتي بزرگ موثر است.

12- استقامت: در حالي كه افراد عادي هر شكست را توجيهي براي تسليم شدن تلقي مي كنند، كارآفرين هاي موفق شكست ها را بازخورد مثبت و مفيد براي اقدام درست بعدي مي دانند. آن ها از شكست راضي نيستند اما ترس از شكست آن ها را از اقدام باز نمي دارد.

نكته بسيار مهم اين است كه اين ويژگي ها در تركيب با هم موثر هستند و به فرد امكان موفقيت هميشگي را مي دهند. براي مثال چون افراد موفق ارتباط هاي اجتماعي قوي دارند، مي توانند در زمينه هاي مختلف از مشاوره ديگران استفاده كنند. همچنين چون همواره مي آموزند تغييرات را هوشمندانه مديريت مي كنند و... توجه داشته باشيد كه هيچ يك از اين ويژگي ها به ارث نمي رسند بلكه هر فرد مي تواند و بايد آن ها را در خود پرورش دهد.

منبع : www.nytimes.com




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:26 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

آنها منتظر شما نمی‌مانند تا شما آنان را بشناسید، بعد از تصرف بخشی از بازارتان شما وجودشان را به خوبی درک می‌کنید و تازه اگر نجنبید حذف می‌شوید حتی اگر اولین و سردمدار باشید، مجبور به تغییر هستید.

مشتریان شما با ارزیابی چهار عامل به سراغ شما می‌آیند و یا از شما دور می‌شوند، قیمت، کیفیت، زمان و نوآوری بهتر در محصولات و خدمات.

هرچه توان شما در ارائه مطلوب هر یک از آنها بیشتر باشد، به همان میزان بازار بیشتری در دست شماست و تولید شما برای مشتریانتان زیباتر و جذاب تر خواهد بود، برای رسیدن به یک استاندارد قابل قبول برای هر عامل، یک تلاش وسیع و تصمیم‌گیری اساسی در همه فرآیندهای روزانه لازم دارد.

نقطه شروع این بنا درک صحیح نیاز بازار و مشتریان است و نقطه پایان آن تامین خواسته‌ها و برآوردن این نیازها و روند رو به رشد آن است .

سختی رقابت و غلبه بر پیچیدگی‌های بازار با جلب همدلی و رضایت مشتریانتان بسیار ساده خواهد شد و این یعنی موقعیتی که همه ارائه دهندگان کالا و خدمات به دنبال آن هستند و این یعنی سهم بازار بیشتر و حاصل اقتصادی بالاتر!

مشتریان و مصرف کنندگان، همواره در جست‌وجوی عرضه کنندگانی هستند که کالا یا خدماتی به مراتب بهتر ارائه می‌کنند. در فرایند امروزی برخلاف گذشته، در گزینش کالا یا خدمات بسیاری از مشتریان به دنبال پرداخت بهای بیشتر برای دریافت کالا یا خدمات بهتر هستند.

با وجود عرضه کنندگان متعددی که محصولاتی با کیفیت نسبتا یکسان عرضه می‌کنند، اغلب مشتریان هنگام خرید کالا و خدمات مورد نیاز، از امکان انتخاب گزینه‌های متعددی برخوردار هستند. به همین دلیل آنان ورای مشخصات ظاهری و ویژگی‌های فیزیکی یک محصول، سایر شاخص‌های کیفی را مدنظر قرار می‌دهند.

مشتریان در جست‌وجوی سرنخ‌هایی هستند که آنان را برای شناسایی بهترین تامین‌کننده یاری نماید.

اندازه‌گیری رضایت مشتری از جمله اقداماتی محسوب می‌شود که نشان‌دهنده جهت‌گیری ما به سمت کیفیت می‌باشد.

همه ما هر روز صبح برای کسب سود بیشتر شروع به کار می‌کنیم، پس قرار نیست که ما یک بنگاه یا سازمان اقتصادی بزرگ باشیم تا به سراغ بحث رضایت مشتری برویم چرا که هر فروشگاه، رستوران و حتی یک پزشک می‌تواند به جایگاهی بهتر از آنچه امروز در آن قرار دارد، دست یابد.

همیشه همه تغییرات از ما شروع می‌شود و هیچ سودی بدون زحمت به دست نمی‌آید. اما چه بهتر که این تغییر با کم‌ترین هزینه و زمان صورت بگیرد!

● اگر شما هم علاقه‌مند به ورود به این بازی جدید هستید از همین امروز شروع کنید:

۱) برای پرداختن به این موضوع زمان خاصی را در محل کار مشخص کنید. ( برای مثال ۱۰ دقیقه در هر روز)

۲) مشخص کنید که مشتری از چه بخشی از رفتا مالی با شما می‌تواند رضایت داشته باشد. (کیفیت، نوع برخورد، میزان معطلی پیش از ارائه درخواست، تعداد صندلی‌های موجود در بخش انتظار و ...)

۳) بین خود و همکارانتان مشخص کنید که چرا میزان رضایتمندی مشتریان از شما برایتان مهم است؟

۴) برای هر روز یا هفته تصمیم‌های کوچک ولی عملیاتی بگیرید.

۵) در پایان هر دوره تصمیمات گذشته را بررسی و آنها را تصحیح کنید.

۶) پس از چند دوره کوتاه شما آن‌قدر تجربه دارید که می‌توانید برای افزایش رضایت مشتریان خود تصمیمات اساسی تری بگیرید.

۷) گرچه بیشتر ما با مطالعه میانه خوبی نداریم اما اگر این مطلب را تا انتها مطالعه کرده‌اید، به شما پیشنهاد می‌کنم که از مطالعه کتاب‌ها و جزوه‌های کوچکی که در این مورد منتظر شده غافل نشوید.

۸) مشاوره گرفتن از افراد با تجربه و متخصصین اصلا اشکالی ندارد!! در این رشته هم مثل بقیه رشته‌ها آدم‌هایی وجود دارند که از من و شما بیشتر می‌دانند.

منبع : خانه ی کارآفرینان ایران




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:25 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ، باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند. در بیشتر موارد این تعریف به واسطه نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شود تا تحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی را صورت دهند. به علاوه ، این استانداردها برای برنامه‌هایی که در خصوص کمک بهبود به امور مالی است کارا می‌باشد. کسب و کار کوچک بصورت مستقل است و هر شرکتی با کمتر از 500 پرسنل در این حیطه قرار می‌گیرد. این اندازه مرسومترین استاندارد تعریف شده است. در آمریکا حدود 5/22 میلیون کسب و کار مستقل از کشاورزی و زراعت وجود دارد که 99 درصد آن کسب و کار کوچک(Small Business) به حساب می‌آیند.
راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک: این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند.
گام اول: ارزیابی اولیه
آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است ؟ بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.
- آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟ این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک ، این خود شما هستید و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مدیریت کنید.
- تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟
صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند. آیا شما می‌توانید با مشتریان، تامین‌کنندگان، کارکنان و ... در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.
- تا چه حد قدرت تصمیم‌گیری دارید؟ صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم ، به سرعت و در رایط بحرانی بتوانند مستقلا" تصمیم‌گیری کنند.
- آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟
مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان ، مستلزم فشارکاری زیاد ، ساعتهای کاری زیادی می‌باشد. آیا شما می‌توانید 12 ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟
- تا چه حد می‌توانید برنامه‌ریزی و سازماندهی کنید؟ تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از شکستها در صورت برنامه‌ریزی صحیح ، به وجود نمی آمد.
- آیا انگیزه لازم را برای تحمل مشقات را دارید؟‌ ممکن است شما در حین اداره یک کسب و کار احساس کنید که در برخی مواقع توانایی تحمل تمامی مشقات و زحمات را به تنهایی ندارید و فقط داشتن انگیزه قوی است که می‌تواند در این مواقع سختی ، دلگرم و امیدوار سازد.
- این کسب و کار چگونه خانواده شما را متاثر می‌سازد؟ سالهای اولیه شروع یک کسب و کار می‌تواند سختی‌هایی را برای خانواده و زندگی شخصی شما ایجاد کند. در عین حال ممکن است خانواده شما تا به سوددهی رسیدن کسب و کار ، دچار مشکلات و فشارهای مالی شوند. بنابراین حمایت و یا عدم حمایت خانواده نقش مهمی در شروع و ایجاد یک کسب و کار دارد. این حقیقت دارد که دلایل زیادی برای عدم شروع یک کسب و کار کوچک و مستقل وجود دارد ، اما برای افرادی که واجد شرایط فوق هستند ، مزایای زیادی وجود دارد که قطعا" از ریسکهای آن بیشتر است. اینکه شما خادم و مخدوم خود می‌شوید!
زحمت و تلاش و ساعتهای کاری زیاد مستقیما" به نفع شماست و نه شخص دیگر!
امکان کسب درآمد و رشد ، محدودیت کمتری دارد. چالش و هیجان کار برای شما افزایش می‌یابد.
اداره یک کسب و کار مستقل امکان فراگیری زیادی را برای شما فراهم می‌آورد.
گام دوم: برنامه ریزی کسب و کار
شروع یک کسب و کار نیاز به انگیزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنین نیاز به تحقیقات وسیع و برنامه‌ریزی صحیح دارد. اطلاعات زیر برای تهیه طرح کسب و کار ( Business Plan ) می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود:
قبل از شروع به کار لیستی از تمامی دلایلی که می‌خواهید بخاطر آنها وارد دنیای تجارت شوید ، تهیه کنید. مثلاً: شما می‌خواهید رئیس خود باشید. شما می‌خواهید استقلال مالی داشته باشید. شما می‌خواهید آزاد باشید. شما می‌خواهید آزادانه تمامی تواناییها و دانسته‌های خود را به کار ببرید.
سپس بایستی تعیین کنید که اصولا" چه کسب و کاری برای شما مناسب است. لذا این سؤالات را از خود بپرسید: من دوست دارم با وقت خود چه کاری انجام دهم؟ چه مهارتهای تکنیکی من تا به حال آموخته‌ام؟
به نظر دیگران من در چه کارهایی مهارت دارم؟ من چقدروقت آزاد برای اداره یک کسب و کار موفق دارم؟
آیا من هیچ سرگرمی یا علاقه‌ای که قابل تبدیل شدن به کسب و کار شدن را داشته باشند ، دارم؟
- پس از تعیین کسب و کار مناسب تحقیقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زیر به عمل آورید:
آیا ایده من کاربردی است و آیا نیازی را برآورده خواهد کرد؟ رقبای من چه کسانی خواهند بود؟
مزیت رقابتی شرکت من نسبت به شرکتهای موجود چیست؟ آیا من می‌توانم خدمت بهتری ارائه دهم؟‌
آیا من می‌توانم برای کسب و کار جدید خود تقاضا ایجاد کنم؟
آخرین مرحله قبل از تهیه طرح کسب و کار این است که چک لیست زیر را تهیه کنید و پاسخ دهید:
من علاقه به شروع چه کسب و کاری دارم؟ چه خدمتی یا کالایی قرار است ارائه دهم؟ در کجا قرار است این کار را انجام دهم؟ چه مهارت و تجربه‌ای برای این کار دارم؟ ساختار قانونی شرکت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامی عام، خاص و ... ) اسم کسب و کار چه چیزی باشد؟ چه امکانات و تجهیزاتی نیاز خواهم داشت؟ به چه تسهیلات و امکانات بیمه‌ای نیاز خواهم داشت؟ پاسخ شما به تمامی سؤالات بالا شما را در طراحی یک کسب و کار کامل جامع یاری می‌کند.
گام سوم: تامین منابع مالی
یکی از کلیدهای اساسی موفقیت و پیشرفت در شروع کار ، جذب و تامین منابع مالی کافی برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک است. اطلاعات زیر تکیه بر روشهای جمع‌آوری پول برای شرکتهای کوچک دارد. همچنین شما را در تهیه درخواست وام ( Loan Prposal ) یاری می‌دهد. منابع زیادی برای جمع‌آوری سرمایه وجود دارد. باید توجه داشته باشیم که قبل از تصمیم‌گیری ، تمامی منابع ممکن را جستجو کنیم :
پس‌اندازهای شخصی
دوستان و افراد خانواده
بانکها و مؤسسات اعتباری
شرکتهای سرمایه گذاری مخاطره آمیز چگونه یک درخواست وام ( Loan Prposal ) تهیه کنیم؟
مورد قبول واقع شدن درخواست شما بستگی به نحوه تنظیم درخواست شما دارد. بخاطر داشته باشید که وام دهندگان در کاری سرمایه‌گذاری می‌کنند که نسبت به بازگشت سرمایه خود مطمئن باشند. بنابراین یک درخواست وام خوب شامل اطلاعات زیر باید باشد: اطلاعات کلی راجع به شرکت :
v نام و آدرس شرکت ، نام مدیر ،‌ اعضای هیئت مدیره و ...
v دلیل نیاز به وام ،‌مورد مصرف وام و ضرورت آن.
v مبلغ دقیق موردنیاز برای رسیدن به اهداف مربوطه.
v تاریخچه کسب و کار :
v تاریخچه و طبیعت کار ، توضیح کامل در مورد نوع کار ، قدمت و کارکنان و دارایی‌های آن.
v اطلاعات کامل راجع به نحوه مالکیت و ساختار قانونی شرکت.
اطلاعات راجع به مدیریت :
v نوشته کوتاهی راجع به مدیران ، سوابق ، تحصیلات ، تجربیات و مهارتهای آنان تهیه کنید.
اطلاعات بازار :
v به وضوح محصول و یا خدمت شرکت خود و بازار آن را تشریح کنید.
v بازار رقابت و رقبای خود را شناسایی کرده و مزیت رقابتی خود را بیان کنید.
v اطلاعاتی راجع به مشتریان و اینکه چگونه کسب و کار شما نیازهای آنها را برطرف می‌کند ، تهیه کنید.
اطلاعات مالی :
v صورتهای مالی و سود و زیان 3 سال گذشته خود را ارائه کنید. در صورت شروع یک کسب و کار جدید درآمدهای پیش‌بینی شده را ارائه کنید.
v اطلاعات مالی راجع به خود و سایر سهامداران عمده شرکت را بیان کنید.
v و در آخر سوگندی مبنی بر تعهد نسبت به وام یاد کنید و امضاء نمائید. وام دهندگان بر چه اساسی شما را می‌سنجند؟ وقتی وام دهندگان درخواست شما را بررسی می‌کنند شش فاکتور را مدنظر قرار می‌دهند که به شرح زیر می‌باشند:
6C مالی:
1. Character : شخصیت وام گیرنده و میزان تعهد و جوانی و اخلاقی وی مبنی بر بازگشت وام در زمان مقرر.
2. Capacity to pay : ظرفیت بازپرداخت وام گیرنده که بر اساس تجزی تحلیل و بررسی درخواست وام ، صورتهای مالی و سایر مدارک مالی وی تعیین می‌شود.
3. Capital : شامل مجموع کل بدهی‌ها و دارایی‌ها می‌باشد که وام دهندگان ترجیح می‌دهند که نسبت بدهی به دارایی شرکتها حتی‌المقدور کمتر باشد چرا که نشانگر پایداری مالی شرکت است.
4. Collateral : میزان وثیقه که هر چه بیشتر باشد و اختلاف آن با مبلغ ،‌ وام داده شده کمتر ، اطمینان خاطر وام دهنده از بازپرداخت وام بیشتر خواهد بود.
5. Conditions : شرایط کلی اقتصادی ، جغرافیایی وسعتی شرکت ...
6. Confidence : یک وام گیرنده موفق سعی می‌‌کند که اطمینان وام دهنده را از 5 مورد قبلی جلب کند و وی را به وام دادن ترغیب نماید. و در آخر برای جمع‌بندی چک لیست زیر را ارائه می‌کنیم که البته برخی از بندها بنابر نوع و ماهیت کسب و کار قابلیت تغییر و یا حذف دارند. چک لیست کلی شروع یک کسب و کار کوچک :
- انتخاب کسب و کار بر اساس علاقه و توانایی‌ها
- انجام تحقیقات و بررسی‌های لازم در مورد ایده کیب و کار
- تهیه طرح کسب و کار و طرح بازاریابی
- انتخاب یک نام برای کسب و کار
- چک کردن حق استفاده از نام انتخاب شده و کسب اجازه برای استفاده از‌ آن نام
- ثبت کسب و کار با نام انتخاب شده
- تعیین مکان مطلوب برای شروع کسب وکار
- چک کردن و بررسی قوانین منطقه‌ای ( منطقه انتخاب شده برای احداث کسب و کار )
- تعیین نوع ساختار قانونی شرکت و مستندسازی
- اخذ اجازه ها و لیسانس‌های مورد نیاز
- ثبت حقوق انحصاری ( Copy right )
- در صورت کارآفرینی و یا خلق محصول جدید ، ثبت Patent
- انجان تبلیغات و نشر اعلامیه های لازم مبنی بر شروع کسب وکار جدید
- تهیه خطوط تلفن کاری و سایر تجهیزات موردنیاز
- انجام کارهای مربوط به بیمه
- اخذ اطلاعات مربوط به مالیات شرکت
- بیمه‌کردن کارکنان و جمع‌آوری اطلاعات راجع به قوانین کار
- تعیین سیستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات کارکنان ( در صورت وجود )
- افتتاح یک حساب بانکی برای کسب و کار
- چاپ کارتهای تجاری برای شرکت و ایجاد آرم برای شرکت
- خرید تمامی لوازم تجهیزات موردنیاز
- ایجاد E-mail و Website برای شرکت
- انجام تبلیغات وسیع‌تر در نشریات و تلویزیون و...
- تماس با تمامی افراد ممکن اعم از خانواده و غیر هم ، مبنی بر شروع کسب و کار جدید
- سایر موارد
منبع : seemorgh.com



[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:24 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مديران كهنه كار بيش از مديران تازه كار مي دانند بروز اختلال در فرآيند كار طبيعي است. با پديد آمدن اختلال به ارزيابي سيستم مي پردازند، قدرت اختلال را مي سنجند، قدرت مقابله سيستم را با اختلال برآورد مي كنند، شيوه هاي رويارويي را با اختلال نظاره مي كنند و در نهايت براي فعاليت هايي نظير موقعيت مشابه، دستور كاري صادر مي شود تا از بروز اختلال در آينده جلوگيري به عمل آيد. به اين ترتيب با استقبال از موقعيت پديد آمده، اختلال نيز در فرآيند كار جزئي از شرايطي است كه با آن رو به رو خواهند شد. از اين رو اختلال يك فرصت مغتنم براي آزمون عملي سيستم است.

«چرا كاركنان كم كاري مي كنند؟» اين پرسش ساده، اختلالي است كه بسياري از مديران به گونه اي با آن روبه رو شده اند. اگر پاسخ مناسبي براي اين پرسش نداريد، ناراحت نباشيد. بسياري از مديران از پاسخ دادن به آن ناتوانند. برخي با جديت آن را وارسي مي كنند، برخي بيشتر حرص مي خورند و با آن كنار مي آيند. برخي آموزش را چاره كار مي دانند. اثر حاضر به صراحت اظهار مي دارد آموزش چاره كار نيست. بسياري از توجيهات از قبيل تنبلي كاركنان، بي توجهي آنان و... نيز پاسخ مناسبي براي پرسش مزبور نيست. اگر مي خواهيد بدانيد مهم ترين دليل چيست، قدري بايد تامل كرد و متن زير را با دقت خواند. به طور كلي ضعف عملكرد انواع گوناگوني دارد. از آن جايي كه معمولاً اين كمبودها شناخته شده نيستند، آموزش اغلب به عنوان راه علاج اين كمبودها انتخاب مي شود و در واقع درست زماني كه آموزش كمترين ارتباطي با حل مشكل ندارد، اين انتخاب صورت مي گيرد. معمولاً نصف بيشتر مشكلاتي كه براي تجزيه و تحليل به مشاوران آموزش ارائه مي شود، مسائلي نيستند كه بتوان آنها را با آموزش رفع كرد. يك آموزش دهنده خوب بايد قادر باشد نوع ضعف عملكرد را تجزيه و تحليل كند و آن دسته از مشكلات را كه مي توان به كمك آموزش حل كرد شناسايي كند.اگر هر سازماني به عنوان سلسله مراتبي از نظام ها در نظر گرفته شود، درمي يابيم كه همه اجزاي نظام در حال تشريك مساعي با يكديگر هستند و اين واقعيت شامل نظام هاي اصلي تر كه خود از تعداد نظام هاي فرعي تشكيل شده اند نيز مي شود. بنابراين اين سوال مي تواند مطرح شود كه پيش نيازهاي لازم براي يك نظام مديريتي كارا و اثربخش كدامند؟

تحقيقات جديد در زمينه انگيزه و عملكرد افراد در كار نشان مي دهد كه يك سيستم مديريتي فقط در صورتي قادر است خوب و موثر كار كند كه افرادي كه با آن در ارتباط هستند:

الف: اهداف سيستم را بدانند

ب: با اين اهداف موافق باشند.

ج: چگونگي استفاده از سيستم را بدانند.

د: تحت كنترل سيستم باشند. (براي مثال وظايفشان قسمتي از سيستم باشد)

ه: از سيستم بازخورد مناسب دريافت كنند.

و: در بازنگري و اصلاح سيستم موثر باشند.

ز: در زمينه اي كه سيستم عمل مي كند احساس رضايت كنند. (راضي باشند)

در صورت فقدان هر يك از هفت پيش نيازهاي فوق يا درست به كار نبردن آن ها انواع گوناگون ضعف در عملكرد به وجود مي آيد كه مانع از درست كار كردن سيستم خواهد شد. تجزيه و تحليل مشكلات عملكردي بر حسب عوامل ياد شده به روشني نشان خواهد داد كه در كجا نياز به آموزش وجود دارد و در كجا اين نياز وجود ندارد و در ضمن به وضوح زمينه هايي را كه در آن بايد اقدامات مفيدي جهت بهبود اثربخشي عملكرد انجام داد، مشخص مي كند.

-

بازخورد ناكافي، مهم ترين دليل ضعف عملكرد كاركنان

دليل نخست ضعف عملكرد، بازخورد ناكافي است. بازخورد ناكافي اساساً عبارتست از عدم دستيابي فرد به اطلاعاتي راجع به نتيجه كار خود، نحوه عملكرد خود و يا خوب بودن يا ضعف كار خود و ميزان انطباق آن با استانداردهاي عملكرد. مثال هايي از اين دست در پرونده هايي يافت مي شود كه تمامي نشان مي دهند بازخورد ناكافي چه بهاي سنگيني برايمان داشته است. اين مثال ها در همه جاي دنياي تجارت و صنعت اعم از مشاغل مختلف بخش هاي فروش و بخش هاي اداري، كارخانه ها و مديريت ها به وفور يافت مي شود. سيستم بازخورد كه فرد را از سطح استاندارد اجراي عملكرد و چگونگي اجراي وظايفش مطلع مي كند نه كار پيچيده و مشكلي است و نه هزينه زيادي دربردارد. يا به عبارت ديگر سودي كه از آن به دست مي آيد مي تواند بسيار قابل توجه هم باشد.

براي مثال معاون مدير عامل يك شركت حمل و نقل بين المللي متوجه عدم به كارگيري مرتب كانتينرها براي حمل بار از طرف كارگران بارانداز شد. حمل محموله ها به وسيله هر كانتينر سبب مي شود كه حدود 20 دلار در هزينه حمل و نقل صرفه جويي شود.ولي در يك منطقه از 30 كانتينر، به طور متوسط فقط از 10 تاي آن ها استفاده مي شد. در حقيقت 20 كانتينر مورد استفاده قرار نگرفته به معني از دست دادن 400 دلار در روز مي شد كه اين رقم را اگر در 260 روزكاري ضرب كنيم، يعني شركت هر ساله معادل 000ر104 دلار از دست مي دهد. بعد از بررسي كار كارگران بارگيري در يك منطقه معاون مدير عامل دريافت كه همه كارگران به اندازه كافي از جزييات استفاده از كانتينرها مطلع هستند.

وي دريافت كه در حقيقت كارگران بارگيري از سودي كه استفاده از اين كانتينر عايد شركت مي كند بي اطلاع هستند و هيچ استاندارد مشخصي براي سنجش عملكرد خود در دست ندارند.

راه علاج معاون مديرعامل به طرز شگفت آوري آسان بود. او استفاده از كانتينر براي حمل كالا را 95 درصد موارد اعلام كرد. (وي متذكر شد كه هيچ وظيفه اي را در هيچ زماني نمي توان با استاندارد 100 درصد اجرا كرد) و به وسيله سرپرستان، كارگران را از اين استاندارد مطلع كرد. سيستم بازخورد بر روي تابلوي اعلانات به صورت چشمگيري در مركز ترمينال بارگيري تعبيه شد. در يك روز معمولي اين جمله روي تابلو ديده شد: امروز، از 30 كانتينر موجود 25 تاي آنها مورد استفاده قرار گرفتند. به اين ترتيب كارگران بارگيري متوجه شدند كه بر مبناي استاندارد اعلام شده آن روز دقيقا چه اندازه كار انجام داده اند. نتيجه؟ يك هفته بعد از اين كه سيستم بازخورد به اجرا درآمد، شاخص عملكرد از 30 درصد به 85 درصد استاندارد صعود كرد و اين بهبود از آن تاريخ همچنان ادامه داشته است.

-

اختلال در وظايف

در بين عوامل مهم ضعف عملكرد، اختلال در اجراي وظايف است. اختلال در وظايف ممكن است به شكلي مانع از انجام كار شود. عدم وجود وسايل كافي (يا منابع)، يا ممكن است ناشي از تداخل وظايف باشد مثل تلفن هاي لاينقطع در حين كار يا اغتشاش هاي ديگر.حذف تداخل وظايف معمولاً شيوه هاي روشني دارد كه به نوعي متضمن مهندسي شغلي، ايجاد تغيير در امكانات فيزيكي، جريان كار يا مسووليت هاست.

-

نكته آخر

چيزي كه به آن دست يافتيم اين است كه يكي از متداول ترين اشتباهات دست اندركاران آموزش اين است كه آموزش را راه حل اكثر مشكلات عملكردي مي دانند.يادگيري تعيين مشكلات غيرآموزشي و رشد مهارت در به كارگيري راه حل هاي غيرآموزشي براي اين گونه مشكلات تنها راه تقويت نقش دست اندركاران آموزش در هر موسسه اي است.




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:24 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فناوري اطلاعات بخش اعظمي از اقتصاد را تشكيل مــي دهد. آنچه اين روند را به پيش مي راند، اهميت روزافزون مديريت فناوري اطلاعات در تضمين عملكرد بهينه براي طي فراز ونشيبهاي چرخه هاي كسب و كار است.مطالعات جهاني نشريه اكسنچر حاكي از اين است كه شركتهايي كه در طول يك دوره پنج ساله ركود اقتصادي اوايل دهه 1990، بالاترين ميزان سوددهي را به سهام دارانشان داشته اند، به جاي تمركز، صرفاً بر روي كاهش هزينه ها، سعي در حفظ رشد درآمد و سوددهي داشته اند. تحقيقات ديگر اكسنچر كه متمركز بر نظارت و كنترل فناوري اطلاعات بوده نشان داد كـــه شركتهايي كه حاشيه سود بالاتري داشته اند، سهم بزرگتري از بودجه فناوري اطلاعات خود را به جاي فرايندهاي عملياتي فنــــاوري اطلاعات، به نوآوري اختصاص داده اند.تأمل بر روي نتايج اين تحقيقات از منظر معاونان مديرعامل در فناوري اطلاعات بيانگر نقش حساس آنها در طول چند سال آينده است، بويژه با عنايت به اين مهم كه شركتها درصدد جذب هرچه بيشتر سود سهامداران برخواهند آمد. اما براي معاونان در زمينه فناوري اطلاعات، پديدآوري فضايي براي گفتگوي لازم درجهت ايجاد تعادل مابين فناوري اطلاعات و ايجاد ارزش تجاري آسان نيست.يك بررسي ديگر اكسنچر در مورد مديران ارشد و مديران عامل نشان داد كه بيشتر آنها هنوز ازطرف مديران عامل به جلسات برنامه ريزي استراتژيك دعوت نشده اند و اين درحالــــــي است كه از آنها انتظار مي رود راه حلهاي مقطعي ارائه كنند.مديران ارشد بايد پا فراتر از اين محدوديت بگذارند و جزء بخش اصلي و لاينفك فرايند برنامه ريزي استراتژيك شوند و اين به معناي دورشدن از نقش سنتي يك فناوري است.

خبر خوش اينجاست كه تحقيقات مستمر اكسنچر درمورد ويژگيهاي شركتهاي موفق نشان مي دهد كه آنها فناوري اطلاعات را به عنوان ابزاري به منظور نوآوري، ايجاد الگوهاي تجاري كارامدتر، همزمان با افزايش بهره وري به كار مي گيرند. اكسنچر بويژه معتقد است، مديران ارشد بايد چهار كار انجام بدهند كه از نقش فناوري اطلاعات به منظور ياري رساندن به شركتهايشان براي دستيابي به عملكرد موفق اطمينان حاصل كنند و به نوبه خود درحين روند، از لحاظ شخصي نيز عملكرد بهتر داشته باشند.

1-بحث مربوط به فناوري اطلاعات را روي ايجاد ارزش براي مشتري متمركز كنيد.

به منظور دستيابي به عملكرد خوب در اين بين، مديران ارشد مي توانند بحث فناوري اطلاعات را با همكاران خود در قالب نقشي كه فناوري اطلاعات مي تواند در حوزه هايي با اولويت از قبيل ايجاد رشد،كاهش ريسك، كوتاه شدن چرخه هاي زماني داشته باشد، محدود كنند.همچنين مديران ارشد مسئوليت هدايت يك نگرش مشترك براي فناوري اطلاعات كه موردتاكيد رهبري فناوري اطلاعات و شركت بوده و براي توليد ارزش سكوي شروعي محسوب شود را برعهده دارند. براي مثال، شركت رولز رويس، سابقاً ازطريق فروش قطعات اضافي بـــه مشتريان توربين هاي گازي اش سود مي كرد. درآمد روبه افزون آن به خاطر دردسترس بودن و اعتبار محصولاتش خواهدبود.شعار تجاري اش فروش قدرت به ازاء هر ساعت است و اين امر به نوبه خود نگرشي از سيستم هاي مبادله و اطلاعات را مي طلبد كه زنجيره عرضه، مديريت خدمات و قابليت سنجش وضعيت موتور را تقويت مي كند.در اين زمينه اينكه مديرارشد، بحث ارزش مشتري را به سطح ارزش سهامدار برساند، از اهميت برخوردار است. استفاده از روشهاي مرسوم براي بازگشت سرمايه گذاري فناوري اطلاعات كه بايد در عوض به عنوان ابزار كنترلي و صرف تصويب پروژه ها شود، كافي نيست.

2 - براي تغييرات مبتني بر فناوري اطلاعات، طرحهاي مناسب ارائه بدهيد.

مديران ارشد بايد همواره در جستجوي فرصتهايي براي ايجاد ارزش بيشتر ازطريق مشاركت، مثلاً در زنجيره تامين شركتهاي ديگر باشند.

اين دو موضوع را درنظر بگيريد.

- به كارگيري قابليتهاي فناوري اطلاعات براي سهولت بخشيدن به همكاريهاي تجاري.

- همكاري به منظور گسترش طرحها براي تغيير مبتني بر فناوري اطلاعات.

مديران ارشد بايد توجه خود را به كاهش ريسك، تقسيم سرمايه و پايه گذاري استانداردهاي عملي ازطريق كمك گرفتن از توانائيهاي خاص شركتهاي ثالث معطوف كنند.يكي از عوامل مهم براي دستيابي به عملكرد موفق حاصل از شراكت، يك ساختار قراردادي خوب برپايه پارامترهاي مرتبط با ايجاد ارزش تجاري است. واگذاري كل عملكرد فنــــاوري اطلاعات ( به صورت پيمان كاري) يا بخشهاي اصلي آن، معاون مديرعامل را از بار مسئوليت استراتژيك آن معاف نمي كند، بلكه كاملاً برعكس. وي علاوه بر گفتگوي مستمر با گروه پيمانكار بايد قراردادي داشته باشد. كه به طور مشخص بيان كند از آنها درجهت ارتقاي ارزش مشتري چه انتظاري مي رود.

3 - برنامه كار سرمايه گذاري فناوري اطلاعات را بهينه كنيد.

تحقيقات اكسنچر نشان مي دهد شركتهايي با حاشيه سود بالا به طور خاص بودجه بيشتري را به فناوري اطلاعات جديد اختصاص مي دهند و نسبت به هم رديفان خود هزينه كمتري صرف فناوري اطلاعات مي كنند. تحقيق همچنان نشان داد كه بيشتر از صد شركت اروپايي، آنهايي كه موفق به بهره وري بيشتري شده اند، تشكيلات
IT و نظارت خودشان را با واحدهاي تجاري كه ممكن است كاملاً متعدد و خـــــودگردان باشند، همسو مي كنند. براي حصول به اين سطح از عملكرد بالا، مديران ارشد بايد روشي را اتخاذ كنند، كه به ايجاد و متعاقباً تحقق بخشيدن طرح و نقشه فناوري اطلاعات منجر شود كه از درست بودن مسير سرمايه گذاري بودجه فناوري اطلاعات اطمينان حاصل كنند.اين امر مستلزم آن است كه مديران ارشد مراقب باشند، كه سرمايه ها به دلايلي از قبيل، فشار سياسي، خودمحوري، آشفتگي و سوءتفاهم درمورد رابطه بين فناوري اطلاعات و ارزش مشتري به حوزه هاي كم اهميت تر سرازير نشوند.علاوه بر اين، مديران ارشد بايد از حوزه آموزش بهره گيرند و قادر به تغيير مديريت و مديريت برنامه باشند، تا تمام سطوح دپارتمان فناوري اطلاعات را مجهز كنند و همراه با توجه ويژه اي كه به همكاري فعال با هم ترازان خود در محدوده تجاري معطوف مي كنند، به محقق كردن طرحها و نقشه ها كمك كنند. همچنين مديران ارشد بايد نسبت به تغييرات خارجي كه ممكن است باعث بي اعتباري يك موردتجاري شوند، آگاه باشند،‌ و براي تنظيم بعدي آماده گردند.

4 - فناوري اطلاعات را به منظور بهبود قابليتها و پيامدهاي كسب و كار تغيير دهيد.

روندهاي جديد، ابزارها، قابليتها و معماريها، منبعي هميشه تازه از فرصتهاي جديد براي بهينه سازي فرايند فناوري اطلاعات هستند.از وظايف مدير ارشد اين است كه اين فرصتها را ارزيابي كنند و آنهايي كه شامل تبعاتي مثل كارايي مثبت و زيربنايي مي شوند، توصيه كنند.




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:23 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

عصر حاضر مقارن با عصر كارآفريني است كه مفهوم آن از ديرباز در ادبيات و متون اقتصادي شناخته شده است اما چالشهاي فراروي اشتغال زنان در جوامع توسعه يافته و در حال توسعه از يك سو ، نابرابري در دسترسي به برخي از دوره‌هاي تحصيلات تكميلي از سوي ديگر و عدم امكان بروز اثربخشي و تواناييهاي زنان دانش‌آموخته آموزش عالي در نهايت ، راهكار كارآفريني را پيش روي دست‌اندركاران اين بخش نهاده است. چرا كه كارآفرينان انقلابي را برانگيخته‌اند كه اقتصاد جهاني را تغيير داده است زيرا پيدايش كسب و كار جديد به اقتصاد بازار ، شور و نشاط مي‌بخشد و فرصتهاي شغلي جديدي را مهيا مي‌نمايد. كنار گذاشتن بخش وسيعي از نيروي فعال جامعه از بسياري از مشاغل ، به معني هدر دادن منابع انساني بوده و از جمله پيامدهاي ديگر آن افزايش انعطاف ناپذيري بازار و كاهش توان اقتصادي براي تعديل تغييرات است. ترويج كارآفريني به عنوان يك راهكار مناسب براي حل اين مشكل برگزيده شده است ، گرچه ايجاد اشتغال، يكي از تبعات كارآفريني است.از طرف ديگر، امروزه ميزان مشاركت و اشتغال، يكي از شاخص‌هاي نوسازي اقتصاد ملي و اقتصادي محسوب شده و ميزان و نحوه مشاركت اقشار مختلف در فعاليتهاي اقتصادي يكي از عوامل و شاخصه‌هاي توسعه است. با اينكه ضرورت و الزام اقتصادي اشتغال و مشاركت زنان در فعاليتهاي اقتصادي، همواره در تاريخ پيشرفت و توسعه جوامع مختلف بشري مطرح بوده است ، لكن هنوز در بسياري از كشورها ميان زنان و مردان تعادل مطلوب و قابل قبولي در اين زمينه و در فعاليتهاي مختلف ايجاد نشده است. تغييراتي كه در ساخت اقتصادي جامعه ايجاد شده موجب گرديده است كه فرصتهاي شغلي افزايش و دامنه فعاليتها گسترش يابد. اين تغييرات باعث شده است تا زنان از محدوده خانه خارج شوند، جذب نظام شغلي جامعه گردند و در تغيير كار سنتي حاكم بر جامعه نيز تغييراتي ايجاد كنند. بدين ترتيب تغيير كاري كه بر اساس جنس بود و كارها را بر اساس طبيعت زنانه و مردانه بودن تقسيم مي‌نمود تغيير كرد و از قالب سنتي بودن خود بيرون آمد.در اين مقاله ضمن بررسي مفاهيم اصلي كارآفريني و اشتغال زنان به تنگناها و موانع ايجاد كارآفريني و اشتغال در بين زنان دانش‌آموخته آموزش عالي پرداخته و در نهايت راهكارهايي ارائه شده است.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:21 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا می کند. بخش قابل توجهی از کسب وکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، به طوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسب وکارها تامین می شود.اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگی چیست؟ بسیاری از کسب وکارهای خانوادگی، بخش عمده ای از هویت خانواده ها را تشکیل می دهد.
 رونق و شکوفایی چنین کسب وکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت. از طرفی برخی از این کسب وکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود.آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی می شود، آموختن این مطلب است که چگونه با کسانی که به آنها علاقه و ارتباط عاطفی داریم، فعالیت شغلی سالمی داشته باشیم. شاید این کار ساده به نظر برسد، چه چیز بهتر از اینکه شما با کسانی کار کنید که آنها را به خوبی می شناسید و به آنها علاقه قلبی دارید، اما در واقع این کار چندان هم ساده نیست.
کلید 1- درک و پذیرش ارتباطات درونی بین نقش های خانوادگی و نقش های شغلی
آنچه به راستی کسب وکار خانوادگی را منحصر به فرد می کند وجود این ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است، یعنی رابطه ای که به طور معمول و در کسب وکارهای غیرخانوادگی یافت نمی شود. درک این ارتباطات درونی را می توان شاه کلید سالم سازی کسب وکار خانوادگی دانست. «نقش» بخشی از فرآیند کسب وکار خانوادگی است که انجام آن بر عهده فرد خاصی قرار می گیرد. در کسب وکارهای خانوادگی با سه نقش اصلی مواجه هستیم؛ نقش خانوادگی (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دایی یا خویشاوند سببی)، نقش مالکیت (شریک و سهامدار) و نقش شغلی (مدیر، کارمند یا کارگر).این امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغییر یابند و افراد از نقش های متضادی برخوردار شوند که این مورد باعث بروز اختلالاتی در روند کار می شود. برای مثال، «پدر» در یک کسب وکار خانوادگی ممکن است مالک، رئیس، پدر و همسر باشد. فرزندان نیز ممکن است از نقش های متعدد و متضادی برخوردار باشند؛ دختر، کارگر، دختر رئیس و مالک بالقوه کسب وکار. وقتی رئیس در محل کار دستوری صادر کند، گاهی برای کارگران آسان نیست که به وی به عنوان رئیس نگاه کنند نه یک «پدر بهانه گیر». و از طرفی برای رئیس دشوار خواهد بود که به راحتی کارگر را به عنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه به عنوان فرزندی چموش که از خواسته های والدین سرپیچی می کند. روش ساده ای که با استفاده از آن می توان این رفتارهای متقابل را مجسم کرد، به کارگیری رویکرد سیستمی است. نگرش سیستمی درک روشنی از تاثیر متقابل سه سیستم فرعی خانواده، مالکیت و کسب وکار را بریکدیگر و برمحیط، ارائه می دهد. توجه به این نکات بسیار مهم است که تغییرات در هر جزء از سیستم، کل سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین افراد حاضر در هر سیستم از اهداف و انتظارات متفاوتی برخوردار هستند.برای مثال، زمانی که افراد در نقش «عضوی از خانواده» به کسب وکار می نگرند، کسب وکار را به عنوان بخش مهمی از هویت خانوادگی، میراث آینده و منبع تأمین نیاز های مالی برای رفع احتیاجات معمول زندگی در نظر دارند. از سوی دیگر، اگر ایشان حرفه شان را دلیل پیوند خود با کسب وکار دانسته و در نقش «عضوی شاغل» به کسب وکار بنگرند، تمایل خواهند داشت تا کسب وکار را وسیله ای برای توسعه شغلی و موفقیت های اقتصادی مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران یعنی افراد در نقش «مالک»، عمدتاً به کسب وکار به عنوان ابزاری برای سرمایه گذاری و کسب منفعتی رضایت بخش توجه نشان می دهند.هر چند پی بردن به عملکرد نقش های متضاد در کسب وکار خانوادگی، به تنهایی قادر به رفع تضادها نیست اما می تواند ما را در درک و فهم چگونگی رخ دادن آنها یاری رساند. درک چنین موضوعی، ما را قادر می سازد تا به این تضادها توجه کافی کرده و آنها را به نفع خانواده و کسب وکار حل و فصل کنیم.
 
ادامه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کارآفرینان بسیاری دارای سوابق هنری هستند و از روش‌های هنری در کسب و کارشان بهره‌ می‌برند. دانشگاه‌ها به طور مجزا به آموزش روش‌های هنری و روش‌های کسب و کار در واحدهای مختلف خود می‌پردازند و به ندرت چنین اقداماتی را به شکل میان رشته‌ای با هم ترکیب می‌کنند.
مضامین و مفاهیم را به شکلی میان رشته‌ای با هم ترکیب می‌کنند.
مضامین و مفاهیم عملی
با ایجاد رویکرد‌های میان رشته‌ای میان هنر و کارآفرینی، می‌توان در دانشگاه‌ها، کسب و کارهای کوچک و شرکت‌های بزرگ به مزایای زیادی دست یافت.
کیفیت (ارزش)
این مقاله رامی‌توان در نوع خود منحصر به فرد دانست چرا که از وجود رابطه‌ای مستقیم میان آموزش هنر و فعالیت‌های کارآفرینانه سخن می‌گوید. ممکن است بازرگانان ترغیب شوندتا دنیای هنر را به عنوان منبع آموزش در کارآفرینی و اقداماتشان استفاده نمایند. ممکن است کارآفرینان ترغیب شوند تا هنر آموزش را فرا بگیرند.
یک هنرمند پیکر تراشت و یک موسیقیدان راک مثلا چه نقاط مشترکی دارند؟ آنها کارآفرینانی هستند که از روش‌های خاص و عملی هنر خود برای دستیابی به موفقیت و ایجاد کسب و کاری چند میلیون دلاری استفاده کرده‌اند. آیا این تصادفی است یا پیشینه هنری آنها باعث تبدیل ایشان به کارآفرین شده است؟
بسیاری از افراد رابطه‌ای استعاره‌ای را میان هنر (و بشریت) و جهان کسب و کار ایجاد کرده‌اند. در بسیاری از مطالب نوشته شده در این خصوص به کارهای شکسپیر اشاره شده است. آموزش مبتنی بر هنر اکنون دیگر به حیطه مشاوره مدیریت نوین وارد شده استو اما دنیای کسب و کار چه درس‌هایی می‌تواند دنیای هنر بیاموزد؟ آیا مزایایی تاکتیکی و عملیاتی وجود دارند که کارآفرینان دارای سوابق هنری از آنها برای ایجاد یک شرکت تازه تاسیس یا اداره یک شرکت دارای رشد سریع استفاده کرده باشند؟
آن چه که در ادامه آمده،‌ دو مثال از کارآفرینانی است که از روش‌های عملیاتی موجود برای گنجاندن هنر در کسب و کارشان استفاده کرده‌اند. موفقیت آنها در تدوین این فرآیند‌ها حاکی از آن است که پاسخ پرسش فوق (مثبت) است.
دوبار سنجش، یک بار قطع!
وقتی کریستینا هاربریج لاو موسسه جمع‌آوری اعانه خود را تاسیس کرد، این کار رابا هدف وارد کردن بشریت به حوزه‌ای جدید که انسان کار زیادی در آن انجام نداده بود، آغاز کرد. تجربه پرداختن به اعانه‌های پزشکی که اقتباسی از بیماری مهلک پدرش بود باعث شد که او موسسه گردآوری اعانات خویش را در سال 1994 افتتاح نماید. کریستینا معتقد بود که باید این اعانات به شکلی دوستانه گردآوری شوند تا نتایج مثبتی به دنبال داشته باشند و در نتیجه او شرکت خود را به نام بریجپورت فایننشال را با رویکردی منحصر به فرد افتتاح کرد که به جای تمرکز بر خود بدهی‌ها، متمرکز بر روابط بلندکاری با بدهکاران بود.
پیشینه کریستینا شامل پانزده سال کار در انجمن هنرمندان سانفرانسیسکو بود. همچنین او مجسمه‌های فلزی می‌ساخت و کلاس‌های آموزشی زیادی را در این حوزه برگزار کرده بود. بدون هیچ گونه آموزش رسمی در زمینه کسب و کار، کریستینا از تجربه هنری خود برای مدیریت یک شرکت با بیست و پنج کارمند استفاده کرد. او که فردی بسیار خلاق بود، شرکت خود را به موسسسه‌ای شاد و خلاق برای کارمندانش تبدیل کرد و توانست محبوبیت خاصی، هم بین مشتریان و هم بین کارمندانش به دست آورد. رویکرد او در قبال استفاده از هنرش این بود که به کمک آنه به نوعی، اعتراضات اجتماعی خود را نیز ابراز می‌داشت. رویکرد منحصر به فرد کریستینا باعث شد که او بتواند سه برابر بیشتر از رقبایش که کارهایی عاری از احساس و خلاقیت ارائه می‌کردند، اعانه جمع کند. (بریجپورت) که خیلی زود به دو میلیون دلار درآمد سالانه دست یافت. به عنوان یکی از شرکت‌های خصوصی که دارای سریع‌ترین رشد هستند،‌ در مجله (تایم بیزینس سانفرانسیسکو) جای گرفت و چهار سال پیاپی رتبه نخست را به خود اختصاص داد.
علی‌رغم مزایایی که خلاقیت کریستینا به او در پرداختن به عناصد بین فردی اداره یک شرکت داد، اما دستیابی این شرکت به چنین رشدی،‌ نیازمند تمرکز کامل او بر کارش بود. کریستینا موفقیت زیادی در جذب مشتریانش به دست آورد. هم‌اکنون شرکت او مجبور است در سطحی حرفه‌ای عمل کند و در عین حال زیر ساختارهای لازم برای توسعه خود را نیز فراهم آورد.
کریستینا معتقد است که کاربرد عملی فرآیند تاکتیکی که در هنر آموخته،‌ این توانایی را در او به وجود می‌آورد که در محیطی نظام مند کار کند، که می‌تواند آزادانه و خلاقانه در آن بیاندیشد و کار در چنین محیط امنی، به او اجازه می‌دهد تا ریسک لازم برای نوآوری را بپذیرد.
مزایای موسیقی راک متال
بر خلاف کریستینا، رابطه اسکات پلوکین با موسیقی راک به دهد 1980 باز می‌گردد که این موسیقی طرفداران زیادی در نیوجرسی داشت. در آن روزها، او تمایل زیادی داشت که با ترانه‌هایش تحولی در دنیا پدید آورد. امروزه استعداد او برای مبادله اطلاعات متغییر زندگی،‌ او را به عنوان موسس و مدیر عامل شرکت مشاوره بنفکس،‌ به موفقیت زیادی رسانده است. او این شرکت را که دارای رشد سریعی چه به لحاظ سود و چه به لحاظ تعداد کارمندان می‌باشد را در سال 2000 تاسیس کرد. اسکات که فارغ التحصیل مدیریت مالی از دانشگاه (سیتون هال) است،‌ در زمینه مالیات و سودآوری در صنایع مختلفی کار کرده است. هم اکنون شرکت او دارای نه میلیون دلار درآمد و چهل و هفت کارمند است.
یک چالش بزرگ در شرکت‌های ارائه دهنده خدمات مالی، نیاز به ارزیابی مستمر سطح تعهد مشاوران بخش فروش است. اگر چه این مشاوران به یک شرکت تعهد دارند اما به عنوان پیمانکاران مستقل عمل می‌کنند و این ذهنیت را به وجود آورده‌اند که به صورت آزاد کار می‌کنند. مشاورانی که کارشان را دوست دارند،‌ طی چند سال مشتریانی را برای شرکتشان فراهم می‌آورند اما مشاورانی که از کارشان راضی نیستند، می‌توانند رابطه شرکت با مشتریان را نابود کنند و به چینن شرکتی هزاران دلار خسارت بزنند. موفقیت نهایی (یا ارزش) یک مشاور مالی به میزان علاقه‌مندی او به کارش بستگی دارد اما علاقه مشاوران به سختی حاصل می‌شود زیرا آنها طبیعتا افرادی با اعتماد به نفس بالا هستند و باید علی رغم ابهامات بسیار، نگرشی مثبت را پدید آورند. آموزش مشاوران جدید که فاقد چنین علاقه‌ای هستند می‌تواند باعث اتلاف پول و وقت زیادی بشود لذا اسکات به دنبال روش‌هایی برای حزف افرادی از تیمش بود که علاقه چندانی به کارشان نداشتند. او برای کمک به کارش، افرادی با تجربه را برگزید. کار با پیمانکاران آزاد موضوع تازه‌ای در دنیای هنر نیست. اکثر هنرمندان حرفه‌ای به عنوان پیمانکاران مستقل و خودفرما عمل می‌کنند و حتی در میان بزرگ‌ترین شرکت‌های هنری آمریکا، پیمانکاران مستقل درصد بالایی از نیروی کار هنری را تشکیل می‌دهند. این روش در اروپا نیز رواج دارد. مثلا طبق اعلام وزارت فرهنگ رسانه و ورزش انگلستان، حدود پانصد شغل فرهنگی در این کشور وجود دارند که بالغ بر پنجاه درصد آنها خودفرما هستند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانند به سایت artsadvice.com/knowledge مراجعه نمایید. همانند مشاوارن مالی فروش، هنرمندان مستقل نیز بقا و توسعه در محیط هایی را می‌آورند که در آنها می‌توانند کارشان را عرضه نمایند.
پیوند هنر با کارآفرین
آیا این تصادفی است که این کارآفرینان راه‌حلهایی عملی را برای مشکلات کاری خود از طریق درس‌هایی که از فعالیت‌های هنری خود آموخته‌اند به کار می‌گیرند یا آیا پیوندی گسترده‌تر میان فرآیند خلق هنر و ذهنی کارآفرینانه وجود دارد؟ مسلما، پیوند هنر با کارآفرین محدود به کریستینا و اسکات نیست. پیمایش سال 2005 اینجانب در ابعاد مختلف سازمان کارآفرینان جوان (یک سازمان بین المللی که متشکل از 65000 کارآفرین زیر چهل و هفت سال است که شروع به کسب و کارهایی کرده‌اند که درآمدشان بیش از یک میلیون دلار است) که 15 درصد افراد تحت مطالعه، در زمینه هنر آموزش دیده بودند یا دستی در فعالیت‌های هنری داشته‌اند.
آیا این کارآفرینان نسبت به کارآفرینی آموزش دیده‌اند، مزیتی دارند؟ آیا فرآیند کارآفرینی صرفا یک موضوع طبیعی است که افرادی را جذب خود می کند که دارای یک رویکرد مناسب ذهنی هستند؟ قبل از این که بتوانیم با اطمینان به این پرسش‌ها پاسخ دهیم باید تحقیق زیادی در مورد آنها انجام دهیم اما وقتی شرایط کارآفرینی موفق را ارزیابی می‌نماییم، می‌توانیم برخی اصول موازی با دنیای هنر را ببینیم:

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

آیا در فکر راه‌اندازی یک کسب و کار تازه هستید؟ هیچ اشکالی ندارد، مطمئن باشید که تنها نیستید. همه ساله هزاران نفر برای فروش محصولات و خدمات خود به همین فکر می‌افتند. بعضی‌ها موفق می‌شوند و برخی هم شکست می‌خورند. هر چه بیش‌تر در مورد راه‌اندازی یک کسب و کار جدید مطلب بدانید، قدرت شما در خلق مجموعه‌ای که پایدار بماند و به سوددهی و رضایت خاطر شما بینجامد، بیش‌تر خواهد شد. فهرست بازبینی زیر بهترین کمک برای شروع مراحل ابتدایی یک کسب و کار تازه است.

ارزشیابی و ایجاد_ یا توسعهء یک ابتکار اقتصادی
1-آیا نوع کسب و کار متناسب با شما هست؟ (می‌توانید به مقالهء تحقیق و راه‌اندازی کسب و کار مناسب مراجعه فرمایید.)
2-از تحلیل نقطهء سر به سر برای اطمینان از سوددهی ایدهء اقتصادی‌تان بهره ببرید. (مقالهء آیا می‌توان از این راه پول درآورد؟ را بخوانید.)
3-یک برنامهء مدون کسب و کار شامل بررسی سود و زیان حجم نقدینگی را تهیه کنید. (مقالهء تدوین یک برنامهء کسب و کار را ببینید.) 4-منابع مالی برای شروع و راه‌اندازی کسب و کار را تعیین کنید. (به مقالهء
تغذیهء مالی یک کسب و کار جدید مراجعه کنید.)
5-یک برنامهء بازاریابی تهیه کنید.
در مورد ساختار قانونی کسب و کارتان تصمیم‌گیری کنید
6-مالکیت یک نفره
7-شرکت با مسوولیت محدود
8-شرکت تضامنی و یا تعاونی
9-شرکت سهامی خاص و...
10-قبل از تصمیم‌گیری در مورد ساختار سازمان خود از منابع مختلف به ویژه از یک کارشناس استفاده کنید
11 - برای
سوالاتی که در ذهنتان است پاسخ تهیه کنید.
نامی را برای کسب و کارتان انتخاب کنید
12-به اسامی مختلفی که
می‌تواند با نوع محصول و خدمات شما تناسب داشته باشد، بیندیشید.
13-
اگر می‌خواهید کسب و کار اینترنتی و به لحظهء (
online) راه بیندازید، بهتر است امکان ثبت‌نام مجموعهء خود را به عنوان یک domain بررسی کنید.
14-از اداراتی که متصدی اسامی فعالان اقتصادی در حوزهء شما هستند، جهت انتخاب نامی که تکراری نباشد، استعلام کنید.
15-برای تعیین نام شرکت با ادارهء ثبت شرکت‌ها می‌توانید هماهنگی کنید.
16-آن دسته از اسامی که هویت تجاری دیگران است و یا موجب سردرگمی مشتریان می‌شود، حذف کنید.
17-از اسامی باقی‌مانده در فهرستتان بالاخره مناسب‌ترین را انتخاب کنید.
نام کسب و کارتان را ثبت کنید
18-اقدامات اولیه و تهیهء مدارک مورد نیاز جهت ثبت‌نام مجموعهء اقتصادی‌تان در ادارهء مربوطه.
19-تثبیت‌نام به عنوان معرف کالا و خدمات شما ضمن تعیین حوزهء فعالیت.
20-تثبیت نام به عنوان یک
domain و آدرس اینترنتی (در صورتی که بخواهید فعالیت خود را در فضای اینترنتی داشته باشید.)
تهیهء مدارک سازمانی
21-تهیهء مرامنامه و اصولی که افراد مجموعه اخلاقاً خود را به آن پایبند بدانند.
22-تهیه و تنظیم اساسنامه
23-تهیه و تنظیم چارت سازمانی
24-تهیه و تنظیم شرح وظایف و فرآیند کاری هر بخش
پیدا کردن محل کار
25- ویژگی‌ها و فیزیک مورد نیاز شغلتان را شناسایی کنید (به مقالهء 10 نکته برای انتخاب محل کار رجوع کنید.)
26- توان خود را برای پرداخت اجاره تعیین کنید.
27- بهترین همسایگی‌ها برای کسب و کارتان را تعریف کنید و تحقیق کنید آنان به طور متوسط چه مقدار اجاره پرداخت می‌کنند.
28- مکان‌هایی را که برای کار انتخاب می‌کنید باید کاملاً مناسب برای نوع کارتان باشد ضمن آن‌که فعالیت شما در آن‌جا محدودیت‌های قانونی نداشته باشد.
29- قبل از امضای هر قرارداد اجاره، آن را به دقت مطالعه کرده و بهترین و مناسب‌ترین مورد را انتخاب کنید.
تهیهء مجوزها و دیگر مدارک رسمی و قانونی
30- برقراری ارتباط و ثبت شدن نزد سازمان‌های رسمی مانند ادارهء مالیات و...
31- مجوزهای مهارتی و مدارک تاییدکنندهء این مهارت‌ها
32- کسب مجوز فعالیت از اتحادیهء صنفی و یا دیگر مراجع ذی‌ربط
33- کسب مجوزهای مرتبط با کیفیت کار نظیر انواع استانداردها و...
34- کسب تاییدیه‌های کاری از مراجع ذی‌صلاح نظیر لیسانس‌ها و...
بیمه
35- تعیین ابزار و وسایل کاری که باید پوشش بیمه‌ای داشته باشند.
36- تماس با یک شرکت بیمه و تخمین مبلغ انواع بیمه‌ها.
37- بیمهء مسوولیت برای آن دسته از کارهایی که بسیار مسوولیت‌زا هستند.
38- بیمهء اموال چنانچه ارباب رجوع و مشتریان در محل کار شما حاضر می‌شوند.
39- بیمهء محصولات خطرناک و یا حساس، چنانچه چنین محصولاتی تولید می‌کنید.
40- بیمهء خسارت و دزدی و یا صدمه دیدن حین کار.
41- بیمهء پزشکی و از کارافتادگی برای خود و کارکنانتان.
راه‌اندازی سیستم مالی
42- رویهء مالی خود را بر اساس سیستم خرید و فروش نقد یا نسیه انتخاب کنید.
43- چنانچه چرخهء فعالیت سالانهء شما با تقویم همخوانی ندارد، سال مالی خود را معین کنید.
44- تمامی پرداخت‌ها و دریافت‌ها را ثبت کنید.
45- استخدام و یا مشاوره با یک کارشناس حسابداری را مدنظر
قرار دهید.
46- از دفاتر و یا نرم‌افزارهای مالی متناسب استفاده کنید.
سیستم اظهارنامهء مالیاتی و پرداخت مالیات را راه‌اندازی کنید تا غافلگیر نشوید
47- با روال پرداخت مالیات در ساختار صنفی خود آشنا شوید.
48- با روش‌هایی که موجب کاهش پرداخت مالیات می‌شوند آشنا شوید.
49- از کتب و نشریات مربوط به امور مالیاتی غافل نشوید.
50- یک تقویم مالیاتی برای کارتان تنظیم کنید.
همان‌طور که می‌بینید برای راه‌اندازی یک کسب و کار باید چندین مورد تصمیم‌گیری و سیاستگذاری کرده و برنامهء کاری مدونی تنظیم و اجرا کنید.


منبع : سایت پارس نایس




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

آيا در محيط كار شما كسي از جمله مدير مياني، كارمند يا حتي مشتري وجود دارد كه شما را تا مرز جنون پيش برده است؟ افراد يا كاركنان «دشوار» كساني هستند كه در محيط مشكل به وجود مي آورند. آن ها در تمام محيط هاي زندگي يا كار وجود دارند.مواجه شدن با اين افراد يكي از وظايف مهم هر مدير يا كارآفرين است زيرا گاه پيش مي آيد كه شما به عنوان يك كارآفرين به تخصص اين افراد احتياج داريد بنابراين مجبوريد حداقل در كوتاه مدت آن ها را حفظ كنيد. كارشناسان منابع انساني معتقدند نگه داشتن اين گونه كارمندان تنها تاجايي مجاز و معقول است كه مشكلاتي كه به وجود مي آورند ضربه جدي به نيروي كار و اهداف شركت وارد نكند. در مقاله حاضر به مواردي اشاره مي شود كه شما را در حل معقول اين مشكل ياري خواهد كرد:

1-
شناسايي افراد دشوار: بياموزيد تا تشخيص دهيد كه چه وقت يكي از كاركنان به عنصري مشكل ساز تبديل شده است. اين نخستين قدم براي حل مشكل محسوب مي شود. افراد دشوار انواع مختلفي دارند و هر يك به ميزاني محيط كار را براي ديگران ناراحت كننده مي كنند. عده اي از آن ها پرحرف هستند و گوشي براي شنيدن ندارند. گروه ديگر همواره بايد حرف آخر را بزنند. برخي به تعهدات كاري پايبند نيستند. گروهي نيز از همه چيز انتقاد مي كنند. البته انتقادهاي آن ها به كارهايي محدود است كه ديگران انجام مي دهند. افراد شايعه پراكن مختل كننده روند كار ديگران، افراد چاپلوس و كساني كه با رفتار خود، زمينه مسموم شدن جو و محيط كار را فراهم مي كنند ديگر گروه هاي كارمندان دشوار را تشكيل مي دهند.

2-
مراقب مديران مياني «دشوار» باشيد: مديران مياني بازوهاي اصلي شما در اداره كسب و كار هستند و تاثيرشان در تحقق اهداف شركت بسيار زياد است. از سوي ديگر چون در جايگاه مديريتي قرار دارند كاركنان چه بخواهند يا نخواهند بايد از آن ها حرف شنوي داشته باشند. به همين دليل شناسايي مديران مياني دشوار بسيار مهم است. كارشناسان معتقدند وجود نظام بازخورد ابراز نظر كارمندان در تشخيص نقاط ضعف كلي و به ويژه مشكلاتي كه در روابط كاري وجود دارد موثر است.

3-
شما تنها نيستيد: پس از شناسايي نيروي كار دشوار ممكن است نگران شويد اما بدانيد كه تقريبا تمام محيط هاي كاري داراي چنين نيروي كاري هستند. نكته مهم پس از تشخيص وضعيت موجود اقدام قاطع است. مسلما نبايد براي بلندمدت اين گونه نيروي كار را در محيط نگه داشت. تا اقدام نكنيد نه تنها وضعيت بهتر نخواهد شد بلكه در اغلب موارد بر وخامت آن افزوده مي شود. بنابراين پس از شناسايي اين گونه كاركنان، فورا اقدام كنيد. اجازه ندهيد ماجرا آن قدر طول بكشد كه شما را به شدت عصبي كند. براي اقدام استفاده از مشاوره شركت هاي مشاوره اي نيز مي تواند موثر باشد. گاهي اوقات رسيدگي نكردن به وضعيت ناهنجار موجود، نيروهاي كارآمد شما را هم از كار خواهد انداخت.

4-
دور از نگاه ديگران اقدام كنيد: در اكثر موارد حل مشكل با گفت وگو با فرد مورد نظر البته دور از نگاه ديگران نتيجه بخش است. هرگز در برابر ديگران كنترل خود را از دست ندهيد. اين نوع رويارويي ها ديدگاه كاركنان را نسبت به شما عوض خواهد كرد. اگر تصور مي كنيد خود كارمند دشوار نيز به اندازه شما مايل است دست از رفتارهاي نادرست اش بردارد، كار بسيار راحت تر خواهد بود. در گفت وگو پيش قدم شويد.مي توانيد صحبت را با جملاتي نظير «متاسفم اگر ناراحتتان مي كنم اما...» يا «ممكن است اشتباه كنم اما...» آغاز كنيد. ترتيبي دهيد كه مخاطب بفهمد چون براي او ارزش قايل هستيد قصد كمك به او را داريد.نكته بسيار مهم ديگر اين كه از رفتار فرد انتقاد كنيد نه از خود او. بين فرد موردنظر و رفتار او تمايز قايل شويد. در بسياري از موارد رفتار با كاركنان شبيه تربيت كودك است. نبايد به كودك تان بگوييد: «تو بچه بدي هستيجمله درست اين است: «اين كار درستي نيست كه روي ديوار نقاشي بكشي.» بسيار مهم است كه واضح صحبت كنيد. كاركنان دشوار بايد از لطمه اي كه به ديگران، اهداف شركت و خود مي زنند به وضوح آگاه شوند. تحقيقات نشان مي دهد در بيش تر از 80 درصد موارد همين آگاهي رفتار آن ها را تصحيح خواهد كرد.

5-
مطلق گرا نباشيد: هر انساني نقاط ضعف و قوت دارد. وظيفه مديران تقويت نقاط قوت و كاستن از نقاط ضعف كاركنان است. اگر يكي از كاركنان همواره ديرتر از موعد مقرر كار را تحويل مي دهد مي توانيد مهلت او را عمدا كم تر تعيين كنيد. به اين ترتيب حتي اگر كار با تعويق انجام شود همان زماني تحويل داده مي شود كه شما مايليد خيلي از مواقع شناختن الگوي رفتاري كاركنان دشوار و برنامه ريزي براي رفع نقاط ضعف مشكل را حل مي كند.در نهايت اگر پس از انجام تمام اقدامات لازم مشاهده كرديد در مورد يك يا دو كارمند دشوار ديگر كاري از دست شما برنمي آيد زمينه جايگزين كردن آن ها را فراهم كنيد. حضور افراد مشكل سازي كه تمايلي به اصلاح رفتار خود در محيط كار ندارند، در بلندمدت ساختار سازماني كسب و كار را تضعيف مي كند و كارآيي نيروي كار را كاهش مي دهد. مسووليت هاي شما سنگين است. كاركنان دشوار نيازي تامين نشده دارند. عصبانيت، پرحرفي، پرخاشگري، افسردگي يا با صداي بلند و مختل كننده كار ديگران صحبت كردن اقداماتي هستند كه اين افراد براي تامين همان نياز انجام مي دهند. لازم نيست همه كارها را خودتان انجام دهيد. اعضاي خانواده، مشاوره شغلي يا مدير بخش نيروي انساني كساني هستند كه مي توانند در حل مشكل كاركنان دشوار به شما كمك كنند.

www.entrepreneur. com




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:17 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
تغییر در نقش زنان یکی از عمیق‌ترین پدیده‌های اجتماعی لیبرالیزم بعد از دهه60 بوده است. هر چند مردان نیز با این تغییرات درگیر بوده‌اند، اما در مطالعات مرتبط با چالش‌های نقش‌های همسری و ترتیبات تقسیم کار در منزل، بیشتر زنان مورد توجه بوده‌اند .در نتیجه، مشخص شده که زنان در بسیاری از نقش‌های متفاوت نظیر مادر کارگر، مادر مجری، ابر مادر (Super Mom) و مادر اوقات فراغت (Soccer Mom) ظاهر شده‌اند بدون اینکه هیچ‌گونه تعدیل مشابهی برای تغییر کیفی واژه پدر صورت گرفته باشد؛ تعدیلی که در برابر این پدیده جدید، عکس‌العملی ولو اندک نشان دهد .
 
همچنین در این مطالعات یک اتفاق بطئی دیگر در جریان است بدین صورت که آن نقش‌هایی خیلی بیشتر تغییر یافته که مربوط به مادری و خانه‌داری تمام وقت بوده و این نقش‌ها در حال تبدیل به یک انتخاب هستند و دیگر وظایف و مسئولیت زنان آن طور که فرهنگ‌ها و فمینیسم سنتی به آن می‌نگریست، نیستند .



[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:16 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کار و عمل از نظر اسلام بسیار محترم و مورد تکریم است زیرا احترام و قابل تکریم بودن یک چیزی تابع نتیجه آن چیز است. وقتی که به نتیجه کار و زحمت توجه می کنیم می بینیم که نتیجه کار تنها خلاصی از فقر و گرسنگی نیست، بلکه چندین چیز دیگر هم به دنبال دارد، از آن جمله اینکه کار بر عزت و شخصیت انسان می افزاید و او را در نظرش محترم می نماید، یعنی حس احترام به ذات و اعتماد به شخصیت در او ایجاد می کند و بدیهی است که هر چیزی که باعث و سبب محترم شدن شخصیت انسان در نظر خودش و در نظر دیگران باشد، او خودش محترم و شایسته تکریم و تعظیم است و به همین دلیل است که در اسلام کار مورد احترام و شایسته تکریم است.

در مقابل کار، بیکاری است که کوچکترین اثرش این است که احترام و شخصیت انسان را پیش دیگران و پیش خودش از بین می برد و همین در هم شکستن شخصیت انسان سبب می شود که تن به هر پستی و بیچارگی بدهد و انواع ابتلائات ناشی از گناه برایش پیدا شود. گذشته از همه اینها کار و فعالیت موجب سرگرمی فکری است، یعنی فکر انسان متوجه اصلاح کار خویش است و این به نوبه خود دو نتیجه دارد: یکی اینکه دیگر مجالی برای فعالیت قوه خیال و هوسهای شیطانی باقی نمی ماند، دیگر اینکه فکر انسان عادت می کند که همواره منظم کار کند، از بی انتظامی و پریدن از یک شاخه هوس به شاخه دیگر خلاص گردد.

بدیهی است که یکی از اصول شخصیت انسان همان استواری و استحکام و انتظام فکر اوست. علاوه بر اینها کار و فعالیت و به مصرف رسیدن درست انرژیهای ذخیره بدن، به روح صفا و به دل نرمی و خشوع می دهد، بر عکس بیکاری، که موجب کدورت و تاریک شدن روح و موجب قساوت و سختی دل است. از رابطه کار با تهذیب اخلاق و رابطه بیکاری با فساد اخلاق و هرزگی روح و فکر و احساسات نباید غافل بود. آدم بیکار اگر غیبت نکند و به تعبیر قرآن کریم اگر گوشت مردار نخورد پس چه بکند؟ روح آدمی نیز مانند معده اش غذا می خواهد، اگر غذای کافی نرسید به هر چه رسید سد جوع می کند ولو با چیزی که مستقذر و مورد تنفر باشد.

در سالهای قحطی و گرسنگی عمومی دیده شده که افراد گوشت یکدیگر را خورده اند. اگر به روح آدمی نوبت به نوبت به طوری که این نوبتها قطع نشود غذای کافی نرسد یعنی چیزی که روح را سیر و راضی و قانع نگه دارد، چیزی که توجه روح را به خود جلب کند و اندیشه ها و احساسات را متمرکز سازد، در این صورت روح گرسنه می ماند و ناچار به گوشت برادر مؤمن در حالی که مرده باشد تغذی می نماید یعنی غیبت می کند. زنانی که معمولا در خانه ها می نشینند و هیچ کاری ندارند، بیش از هر طبق و طایفه دیگر به غیبت کردن مشغول می شوند چون بیش از هر طبقه دیگر از لحاظ روحی گرسنگی و بی غذایی می کشند. به هر حال آدم بیکار به انواع مفاسد اخلاقی و بیماریهای روانی و عصبی مبتلا می شود و زندگانی اش سیاه و تباه می گردد. از نظر اسلام كار معیشت را نمی توان ساده گرفت، یك ركن از اركان اساسی حیات است ، اگر مختل باشد در سایر شؤون حیات اثر می گذارد.

از جمله مختصات اسلام، این است كه نقش مؤثر امر معاش را به دقت مورد توجه قرار داده است تا آنجا كه برخی پنداشته اند اسلام نظریه زیر بنا بودن اقتصاد را گردن نهاده است. مكتب واقع بین و واقعگرای اسلام، اقتصاد را زیر بنا نمی داند، اما نقش اساسی آن را نیز نادیده نمی گیرد. اسلام اصلاح امر معاش را در همه سازمانهای بزرگ و كوچك اجتماعی شرط لازم می شمارد نه شرط كافی. اینست كه می گوئیم: كار معیشت را نمی توان ساده گرفت، یك ركن از اركان اساسی حیات است. اگر مختل باشد در سایر شؤون حیاتی اثر می گذارد.خداوند در قرآن می فرماید: «وَ جَعَلْنَا لَكمْ فِیهَا مَعَیِش وَ مَن لَّستُمْ لَهُ بِرَزِقِینَ* وَ إِن مِّن شىْء إِلا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزِّلُهُ إِلا بِقَدَر مَّعْلُوم؛ و در آن برای شما و برای آنکه روزی رسان وی نیستید اسباب زندگانی پدید آوردیم* و هر چه هست، خزینه های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه ای معین نازل نمی کنیم» (حجر/20 و 21).

معایش جمع معیشة و آن وسیله و نیازمندیهاى زندگى انسان است كه گاهى خود به دنبال آن مى رود و گاهى آن به سراغ او مى آید. گرچه بعضى از مفسران كلمه معایش را تنها تفسیر به زراعت و گیاهان و یا خوردنیها و نوشیدنیها كرده اند، ولى پیدا است كه مفهوم لغت كاملا وسیع است و تمام وسائل حیات را شامل مى شود. مفسران در جمله «من لستم له برازقین» دو تفسیر گفته اند: نخست اینكه خداوند مى خواهد مواهب خویش را هم درباره انسانها و هم درباره حیوانات و موجودات زنده اى كه انسان توانائى تغذیه آنها ندارد بیان كند. دیگر اینكه خداوند مى خواهد به انسانها گوشزد نماید كه ما هم وسیله زندگى براى شما در این زمین قرار دادیم و هم موجودات زنده اى در اختیارتان گذاردیم ( مانند چهار پایان ) كه شما توانائى بر روزى دادن آنها ندارید، خداوند آنها را روزى مى دهد هر چند این كار بدست شما انجام پذیرد. ولى به نظر ما تفسیر اول صحیحتر به نظر مى رسد و دلیل ادبى آن را نیز در ذیل صفحه آوریم.

در حدیثى كه از تفسیر على بن ابراهیم نقل شده نیز تاییدى براى این تفسیر مى یابیم آنجا كه در معنى جمله «من لستم له برازقین» مى گوید: «لكل ضرب من الحیوان قدرنا شیئا مقدرا»: براى هر یك از حیوانات چیزى مقدر داشتیم. و در آخرین آیه مورد بحث، در حقیقت به پاسخ سؤالى مى پردازد كه براى بسیارى از مردم پیدا مى شود و آن اینكه چرا خداوند آنقدر از ارزاق و مواهب در اختیار انسانها نمى گذارد كه بى نیاز از هر گونه تلاش و كوشش باشند. مى فرماید: خزائن و گنجینه هاى همه چیز نزد ما است، ولى ما جز به اندازه معین آنرا نازل نمى كنیم. بنابر این چنان نیست كه قدرت ما محدود باشد و از تمام شدن ارزاق وحشتى داشته باشیم، بلكه منبع و مخزن و سرچشمه همه چیز نزد ما است، و ما توانائى بر ایجاد هر مقدار در هر زمان داریم، ولى همه چیز این عالم حساب دارد و ارزاق و روزیها نیز به مقدار حساب شده اى از طرف خدا نازل مى گردد. لذا در جاى دیگر از قرآن مى خوانیم: «و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فى الارض و لكن ینزل بقدر ما یشاء؛ اگر خداوند روزى را بى حساب براى بندگانش بگستراند از جاده حق منحرف مى شوند و لكن به اندازه اى كه مى خواهد نازل مى گرداند» ( شورى - 27 ).

كاملا روشن است كه تلاش و كوشش براى زندگى علاوه بر اینكه تنبلى و سستى و دل مردگى را از انسانها دور مى سازد و حركت و نشاط مى آفریند، وسیله بسیار خوبى براى اشتغال سالم فكرى و جسمى آنها است، و اگر چنین نبود و همه چیز بى حساب در اختیار انسان قرار داشت معلوم نبود دنیا چه منظره اى پیدا مى كرد؟ یك مشت انسانهاى بیكار، با شكمهاى سیر، و بدون هیچ گونه كنترل، غوغائى به پا مى كردند، چرا كه مى دانیم مردم این جهان هم چون انسانهاى بهشتى نیستند كه هر گونه شهوت و خودخواهى و غرور و انحراف از دل و جانشان شسته شده باشد، بلكه انسان هائى هستند با همه صفات نیك و بد كه باید در كوره این جهان قرار گیرند و آبدیده شوند، و چه چیز بهتر از تلاش و حركت و اشتغال سالم مى تواند آنان را آبدیده كند. بنابراین همان گونه كه فقر و نیاز، انسان را به انحراف و بدبختى مى كشاند بى نیازى بیش از حد نیز منشا فساد و تباهى است.




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 به مناسبت روز جهاني كار و كارگر

از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد، براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود. زندگي انسان بر محور كار مي‌گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معين است. كليد گشايش هر استعدادي در درون  انسان كار است. كار بزرگ‌ترين و شايد زيربنايي‌ترين بخش زندگي انساني است. چرا كه از كار مي‌توان به جوهره دروني افراد  پي برد و وقتي اين جوهره‌هاي  دروني‌ آشكار شوند  و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور  برسند مي‌توان به وجود جامعه‌اي پويا اميدوار بود.

مكاتب كوناگون بشري ديدگاه‌هاي مختلفي درباره كار داشته‌اند. در انديشه يونان  باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقيرآميز و پست شمرده مي‌شد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا وحاكميت كليسا بر اروپا تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل‌گيري عقايد جديد درباره‌ انسان و دين و دنيا‌، كار جايگاه و اصالت ‌خاصي يافت. در جهان‌بيني اسلامي‌، كار مفهوم ويژه‌اي ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستي را مي‌گيرد  و دنيا و آخرت‌ را به هم گره مي‌زند‌.

 در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوك الهي داراي دو بخش است: بخش مادي و بخش معنوي، بخش ماديش كار است و بخش معنويش نماز، و از اينجا مي‌توان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد.

 كارگر  از نظر قانون كار، كسي است كه به هر عنوان در مقابل  دريافت حق‌السعي،  اعم از  مزد، حقوق، سهم سود و ساير  مزايا به درخواست كارفرما  كار مي‌كند. طبقه كارگر يك طبقه اجتماعي است و از افرادي تشكيل مي‌شود كه در مشاغلي  كار مي‌كنند كه نياز به قدرت بدني و كار  دستي دارد. كارگر از ديدگاه اسلام  بسيار محترم  و ارزشمند است. كارگران  شريف‌ترين انسان هاي اجتماع هستند،  بطوري كه رسول  گرامي اسلام(ص) و اميرالمؤمنين ‌علي(ع)  و ساير امامان معصوم(ع) از كار كردن‌ به عنوان  عملي دنيوي  و اخروي كه داراي  اجر و ثواب بسيار است ياد نموده و نسبت به آن توصيه‌هاي بسيار  شده كرده‌اند. در اين آموزه‌ها، به كارگري كه براي اداره زندگي خانواده‌اش  سعي و تلاش مي‌كند عنوان  «جهاد كننده  در راه خدا اطلاق شده است.»  امامان و پيشوايان دين(ع) در سخن و در عمل به مسئله كار و اشتغال تأكيد داشته و از بيكاري به شدت  دوري كرده‌اند. در روايات آمده است كسي كه به كار و تلاش مشغول است، از كسي كه كار را رها كرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزون‌تر دارد. و نيز در روايات است كه دعاي بيكار  هر چند عابد  باشد مستجاب نمي‌شود. همچنين  در خبر آمده است كه پيامبر اكرم(ص) كارهاي خانه را انجام مي‌داد و در احاديث ذكر شده است كه امام صادق(ع) فرمود:  هر آنكس كه جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند وكالاي مورد نياز خانه را خود حمل كند از تكبر ايمن باشد. در مكتب اسلام دستورهاي متعددي وارد شده كه از مجموع آنها مي‌توان به ديدگاه ارزشي اسلام درباره كار پي برد:

1- محبوب بودن و قداست شغل

انجام كار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است. مقام معظم رهبري در خصوص قداست شغل مي‌فرمايد: تقدس كار و تكريم كارگر بايد در راس برنامه‌ها باشدو در منطق اسلام، كار، عمل صالح و عبادت است كه اين، جايگاه و ارزش كارگر را در نظام اسلامي نشان مي دهد.

2- منفور بودن بيكاري

در مكتب اسلام ‌بيكاري و نيازمند ديگران بودن امري ناپسند‌ شمرده شده است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: خداوند  متعال بيكاري را دشمن انسان مي‌داند.

3- وجوب كسب معيشت

از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام كار براي تأمين زندگي خود و خانواده  است. پيامبر  اكرم(ص) مي فرمايد: استفاده از صدقه و زكات  براي شخص بي نياز ، نيرومند ، سالم، صاحب مهارت و توانايي جايز نيست.

4- وظيفه اجتماعي انسان  و خدمت رساني  به جامعه: مسئوليت  اجتماعي  شخص  مؤمن، رفع نيازهاي جامعه  در حد توان است. بر آوردن  نيازهاي جامعه واجب كفايي است و شخص بايد در برآوردن آن بكوشد.

5- رشد عقلاني

كار، وسيله كسب تجربه انسان است و بر رشد عقلاني  و اجتماعي او مي‌افزايد. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «‌التجارت تزيد في العقل‌، تجارت  عقل را رشد مي‌دهد.

6- كسب آرامش  روحي

 انسان با كسب درآمد از نظر  روحي آرامش مي‌يابد. زيرا فرد نيازمند از نظر روحي در اضطراب و نگراني است پيامبر(ص) مي فرمايد: انسان هر گاه نيازهاي خود را تأمين كند آرام مي‌گيرد. 

7-سلامت جسم

با كار، اعضاي  انسان توان  خود را بروز  مي‌دهد. اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: من يعمل يزدد  قوه. هر كس كار كند بر توان  او افزوده مي‌شود.

8 -رفع فقر و تأمين اجتماعي نيازمندان

 با كار و تلاش ‌فقر دفع مي‌شود. كسب در آمد  باعث مي‌شود فرد بتواند ‌به ديگران كمك كند. فرد بايد در بعد اجتماعي  مفيد  و مؤثر باشد. امام باقر(ع) مي‌فرمايد:‌ هر كس براي بي‌نيازي از مردم  و تلاش براي رفاه  خانواده  و مهرباني و خيرخواهي به همسايه در طلب مال و امكانات  زندگي بر آيد روز قيامت در حالي كه صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات مي كند.

در بررسي  رابطه  مسائل  اخلاقي و اعتقادي با كار، ديدگاه كلي اسلام  درباره كار مشخص گرديد و معلوم شد كه امور اعتقادي  و اخلاقي اسلام مانعي در ايجاد جامعه توسعه يافته نيست.  كار اقتصادي  ذاتاً مطلوبيت دارد و مؤمن حتي اگر درآمد  كافي داشته باشد، نبايد از كار دست بكشد.

مقام معظم رهبري در خصوص كار و كارگر  فرموده است:  من به كارگران سفارش مي‌كنم در هر بخشي و در هر جايي كه مشغول هستند كار را عبادت بدانند. اين كاري  كه شما براي توسعه و پيشرفت  كشور مي‌كنيد  يك عبادت قطعي است. به مسئولان  هم سفارش مي‌كنم  كه ارزش طبقات  كارگر و محروم و مستضعف  و اين  مردم مؤمن را بدانند. كارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند كه وجود آنها  چقدر در سرنوشت  يك ملت مؤثر است.

منابع و مآخذ:

آناتومي  جامعه يا سنت‌الله: فرامرز  رفيع پور




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 59 ::         40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 435457 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب